محمد باقر النجفي
91
مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى )
« اللّهمّ إنّهم حُفَاةٌ فاحْمِلْهُمْ و عُرَاةٌ فاكْسُهم و جِياعٌ فَأَشْبِعْهُمْ و عالةٌ فأغنِهم من فضلك . . . » . مردمى كه با چنين وضعيّتى مورد توصيف قرار مىگيرند ، پيداست همهء امكانات مادّيشان را در راه « ايمان به خدا » و شوق به « حبّ پيامبر خدا » از دست دادهاند . واقعيّت اين بود كه قريشيان چيزى براى دنياى اين مردمان باقى ننهاده بودند . با تكجامهاى كه در بر كرده بودند ، خود را از زير ستم و فشار اشراف قريش رهانيده و به آن سوى حجاز يعنى يثرب رسانيده بودند ؛ تا در آنجا به « حيات معنوى » خود ادامه دهند . مردمانى كه مستحقّ دعا و نيايشِ منقول از پيامبر صلى الله عليه و آله هستند ، كدامين ساز و برگ نظامى را در اختيار داشتند كه قرنهاست مورّخان و مبلّغان ، متأثّر ازحكومتهاى جنگجوى خود ، از واقعهء بدر ، يك « جنگ مسلمانى » و « يك بسيج و تدارك نظامى اسلام ، عليه كفر » ساختهاند ؟ مهمتر آنكه اگر آنها نه به قصد احقاق حق بل به نيّت آزار و اذيّت و يا عرض اندام با آخرين توان در برابر اشرافيت لجامگسيختهء عربِ مكّىتبار ، خارج شده بودند ، چگونه مىتوان اين سند تاريخى را فهميد و فهماند ؟ توجّه كنيد : سند شمارهء 3 : « از ابن ابىسبره هم شنيدم كه مىگفت : از صالح بن كيسان شنيده است كه وقتى پيامبر صلى الله عليه و آله عازم نبرد بدر شدند ، شمشيرى همراه نداشتند » ! « . . . خرج رسول اللَّه يوم بدر ، و ما معه سيف » . « 1 » اگر قريش ، آن همه تداركات را به نام « دفاع از كاروانِ خويش » راه مىاندازد ( در حالى كه نقشهء اساسى آنان ، نابودى مسلمانان بود ) محمّد صلى الله عليه و آله حتّى شمشيرى همراه نداشته است ؛ چه رسد كه قصد قتال ، غزوه ، حرب يا ديگر اسامى و اصطلاحاتى را داشته باشد كه سعى دارد سايهء ابهام بر سيرهء واقعى محمّد صلى الله عليه و آله بيندازد ؛ تا شايد روند ستيزه جويانهء طوايف
--> ( 1 ) . واقدى ، « مغازى » ، ج 1 ، ص 77 ، متن عربى : ج 1 ، ص 103